تبلیغات
معبر ندای وظیفه - همه چیز درباره "نیویوركی‌ها" در وزارت امور خارجه ایران
 
نوشته شده توسط : بی سیم چی

اواسط دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، روزنامه های منتقد او از وجود یك باند در وزارت خارجه خبر می دادند كه می كوشد تا رابطه دیپلماتیك نابود شده ایران و امریكا را دوباره جوش بدهد.

استفاده از عنوان نیویوركی ها سبب می‌شد تا نگاه ها به سمت نمایندگی ایران در سازمان ملل كه در نیویورك مستقر بود، بچرخد؛ رئیس این نمایندگی نیز كسی نبود جز محمد جواد ظریف. محمد جواد ظریف متولد تهران، پیش از دوران دانشگاهش به امریكا سفر كرده بود و در دانشگاه سانفرانسیسكو و دنور تا مدرك دكترا تحصیل كرده بود. او از 22 سالگی و در سال 1982 به نمایندگی ایران در سازمان ملل رفته بود و سربازی اش را به عنوان كارمند محلی دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل گذراند.

در سال 1988 همزمان با دریافت مدرك دكترای حقوق بین الملل به تهران فراخوانده شد و با كناره گیری جواد لاریجانی از معاونت بین الملل وزارت امور خارجه، مشاور وزیر در امور بین الملل شد و یك سال بعد به نیویورك بازگشت تا معاون نمایندگی ایران در سازمان ملل شود. او در آخرین دور وزارت علی اكبر ولایتی به معاونت بین الملل وزارت امورخارجه رفت و 10 سال این معاونت را برعهده داشت. او سپس دوباره به نیویورك بازگشت و این بار ظریف نماینده و سفیر ایران در سازمان ملل بود.

اما منتقدان باند نیویوركی ها ظریف را نفر اول این باند در وزارت خارجه نمی دانستند. یكی از دیپلمات های باسابقه كه نمی خواهد نامش فاش شود، معتقد است: حركت این باند از مقطع صدور قطعنامه 598 آغاز شده است.

در واقع این دیپلمات به تلاش تعدادی از هیأت دیپلماتیك كشور در نیویورك در سال 1366 اشاره می کند كه در حین مذاكرات مربوط به قطعنامه 598 كوشیدند تا با از كار انداختن حسگرها و منابع ورودی وزارت امورخارجه اجماعی جهانی علیه ایران به وجود آورند. مقدمه تصویب قطعنامه 598 و تصویب آن هنگامی صورت گرفت كه احتمال پیروزی نهایی ایران در جبهه ها دور از ذهن نبود و این قطعنامه با هدف حفظ صدام به تصویب رسید.

در این بین دیپلمات یادشده معتقد است: «از همان ایام هنگامی كه متوجه این موضوع شدم به صورت پی در پی برای تهران تلكس می فرستادم تا شاید كوچك‌ترین تحریكی در این بین صورت گیرد اما مسئولین وقت حاضر به شنیدن مطالب به هیچ وجه نشدند. نكته قابل توجه آن است كه این اجماع جهانی بر سر قطعنامه 598 در فضای دوقطبی آن روز رخ می داد و دو ابرقدرت جهانی دارای تضادهای بسیاری بودند و از این فرصت امكان استفاده مناسب متصور بود.

حتی اگر دیپلمات های كشور درصدد انجام مذاكرات صلح می بودند قطعاً حضور فعال آنها در این بین می توانست موجب تقویت موضع ایران در این گفت‌وگوها و تحمیل بیشتر شرایط كشور شود نه آنكه با سكوت خود تسلیم هویج‌های نظام بین الملل شوند. در واقع بخش بین الملل وزارت امور خارجه گویا به این امر حساسیتی را نداشته است. این قسمت به صورت مستقیم با سازمان‌های بین المللی در ارتباط بود و افراد اصلی تشكیل دهنده این بخش بعدها به باند نیویوركی ها معروف شدند.

این بی توجهی ها ادامه می یابد تا اینكه یك روز مانده به تصویب قطعنامه 598 جواد لاریجانی به سرعت جهت جلب نظر بلوك شرق خود را به مسكو می رساند اما پاسخ روس‌ها در این بین ناامید كننده است. شوارد نادزه وزیر وقت امور خارجه شوروی به لاریجانی می گوید: «قطار رفت، آقای محترم ما این قطعنامه را پاراف كردیم و نماینده ما زیر آن را امضا كرده است و تنها فردا این قطعنامه اعلام می‌شود، دیر آمدید.»

دكتر ولایتی هم در گفت‌وگویی كه اخیراً منتشر شد، از فشارهای داخلی برای پذیرش سریع‌تر قطعنامه در حین مذاكرات بعد از تصویب آن اشاره می کند؛ به نحوی كه ولایتی در برابر فشارهای داخلی صریحاً می گوید: «من وثوق الدوله نیستم.» به كار بردن كلمه وثوق الدوله از سوی ولایتی معنادار است، چرا كه این فرد طی قرارداد 1919 ایران را تحت الحمایه انگلیس قرار داد، هرچند كه بعدها به واسطه ایستادگی علما این قرارداد ملغی شد.

اما مدیر وقت امور بین الملل وزارت خارجه كیست؟

محمد جعفر محلاتی چند سال پیش به امریكا پناهنده شد و هم اكنون جزو مشاوران دستگاه سیاست خارجی این كشور در خاورمیانه و ایران به حساب می آید. او پس از مدتی نماینده ایران در سازمان ملل شد و در مذاكرات حساس قطعنامه 598 حضور داشت. او پس از بازگشت به ایران در فرودگاه توسط دستگاه‌های امنیتی بازداشت شد و پس از آزادی مدتی به شیراز رفت و اكنون سال‌هاست كه مقیم امریكاست.

دیپلمات یاد شده تأكید می کند: «تلكس‌های من درباره اجماع جهانی علیه ایران توسط محلاتی آرشیو می‌شد و هیچ كدام از آنها به دست آقای لاریجانی نمی رسید.»

بنابراین، اولین حركت مؤثر این باند را می توان در بی تفاوت كردن مسئولین و در نهایت تصویب اجماع جهانی علیه ایران دانست. محلاتی دو سال بعد از پایان مأموریتش به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل، در سال 91 به دانشگاه كلمبیا نزد گری سیك رفت و تا سال 1997 یعنی تا ریاست جمهوری خاتمی استاد این دانشگاه بوده است.

وی در سال 2000 به مؤسسه خاورمیانه Middle East Institute رفت، محمد جعفر محلاتی همزمان بنیاد فرهنگی ILEX را به همراه یك زن امریكایی دیگر تأسیس كرد تا بیشتر از بودجه هایی كه دولت امریكا برای سرنگونی جمهوری اسلامی مصوب می کند، استفاده كند. جالب توجه آن است كه این خانم یكی از همكاران شورای ایرانی - امریكایی به مدیریت هوشنگ امیر احمدی نیز هست. همچنین در مؤسسه ILEX یكی دیگر از اعضای باند نیویوركی ها به نام فرهاد عطایی كه وی نیز روزگاری مدیركل بخش روابط اقتصادی با آفریقا و آسیا بود نیز محلاتی را همراهی می کند. در شهریور 1385 محمد خاتمی در حین سفر به امریكا سری نیز به مؤسسه جعفر محلاتی زد.

سفر به امریكا

زمانی كه محمد خاتمی یك سال بعد از ریاست جمهوریاش قصد سفر به امریكا كرد، به نظر می‌رسید كه این جنجالی ترین سفر محمد خاتمی باشد. انتشار یادداشتی از خانم فاطمه رجبی در نقد این سفر سبب یكپارچگی اصولگرایان و اصلاح طلبان در دفاع از خاتمی شد. اما اظهارات جرج بوش، رئیس جمهور امریكا كه گفته بود شخصاً روادید خاتمی را صادر كرده و مایل است صدایی غیر از صدای احمدی نژاد را از ایران بشنود سبب ناامیدی اصولگرایان از این سفر شد.

طراح سفر خاتمی به نیویورك صادق خرازی امین خاتمی در امور خارجی بود. خرازی نیز چند سال ریاست نمایندگی ایران در سازمان ملل را برعهده داشت و از این حیث او را از اعضای باند نیویوركی ها می دانند.

اما جنجالی ترین اتفاق سفر خاتمی به نیویورك دیدار او با جرج سوروس بود. كیان تاجبخش از جمله افرادی است كه در این دیدار حضور داشته است. كنت تیمرمن مدیر اجرایی بنیاد دموكراسی در یادداشتی در سایت نیوز مكس با اشاره به موضوع هسته‎ای ایران و بررسی پیشنهادهایی برای چگونگی توقف ایران هسته ای از دیدار محرمانه سوروس و خاتمی در یك ضیافت شام خبر داده بود.

تیمرمن در این زمینه نوشته بود: همزمان و كمتر از یك مایل دورتر از محل گفتوگوی پهلوی با سانتوروم و مارتینز در سنای امریكا، جرج سوروس و سایر مخالفان دولت بوش در هتل هایت گردهم آمده بودند تا تعامل دولت با تهران را خواستار شوند. سوروس خطاب به شركت كنندگان در این نشست كه به همت بنیاد امریكای نوین برگزار شده بود، درباره یك معامله بزرگ با تهران سخن گفت كه به رسمیت شناخته شدن ایران از سوی امریكا، پایان رویارویی هسته ای از طریق مذاكرات و ازسرگیری مناسبات عادی میان دو كشور را در بر خواهد داشت.

برخی مقامات روز پنجشنبه به نیوزمكس گفتند كه سوروس در همین هفته و در یك مراسم خصوصی صرف شام در بوستون، درباره این معامله بزرگ با محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق ایران گفت وگو كرد. یك ایرانی كه در آن مراسم شام حضور داشت، گفت: خاتمی به ما گفت كه امریكا باید مذاكره با ایران را آغاز كند. او افزود كه ایران مسلماً خواهان تعلیق غنی سازی اورانیوم، اما نه به عنوان یك پیش شرط برای مذاكرات است.

با این حال، فرد یاد شده به نقل از خاتمی گفت كه ایران غنی سازی سوخت هسته ای را كنار نمیگذارد، زیرا وعدههای غرب را مبنی بر عرضه سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر باور ندارد. نیروگاه بوشهر با وجود 11 سال فعالیت پیمانكاران روسی، هنوز عملیاتی نشده است.

این مقام ایرانی همچنین گفت: از این رو، یك برنامه R&D (تحقیق و توسعه) اجرا می شود و اگر حاضر به پذیرش آن نباشید، هیچ معامله بزرگی در كار نخواهد بود. استیون كلمنز مدیر برنامه راهبرد امریكا در بنیاد امریكای نوین نیز در مراسم صرف شام خاتمی با سوروس شركت داشت و سخنان مقام ایرانی را تصدیق كرد.

هومن مجد روزنامه نگار آزاد كه در طول اقامت خاتمی در امریكا، مشاور و مترجم او بود، گفت، سفر خاتمی به امریكا از ماهها قبل برنامه ریزی شده بود. این سفر با شروع ضرب الاجل سازمان ملل برای تعلیق غنی سازی، دقیقاً همزمان شد. كلمنز انجام یك معامله بزرگ بر سر برنامه هسته ای با ایران را كار سخت و دشواری خواند كه به نتیجه رساندن آن، راحت و آسان نیست. یك ایرانی كه در میهمانی شام خاتمی با سوروس، او را همراهی می كرد گفت، رئیس جمهوری سابق ایران در توضیح رد مكرر پیشنهادهای امریكا - از جمله تلاش چند ساله بیل كلینتون - درباره یك معامله بزرگ از سوی تشكیلات رهبری ایران، كلینتون را مسئول این بن بست دانست.

ضیافت شام الكس

بنیاد الكس به همراه سازمانی به نام در جستوجوی زمینه مشترك در سال 2004 ضیافت شامی را ترتیب داد كه نماینده آن روز كشورمان در سازمان ملل و مرد در سایه باند نیویوركی ها در آن شركت كرده بود. البته به فاصله چند سال این نهاد در سال 2007 نیز سخنرانی را برای كمال خرازی تدارك میبیند. جالب توجه آن است كه سخنران بعدی شیرین هانتر از گردانندگان اصلی شورای هوشنگ امیراحمدی بوده است.

تسخیر وزارت خارجه

با روی كار آمدن دولت سازندگی و چرخش در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بسیاری از دیپلمات های اصولگرا مانند جوادمنصوری و حسین شیخ الاسلام به حاشیه رفتند و فضا برای حضور افرادی همچون كاظم پور اردبیلی، كاظم سجادپور و ظریف فراهم شد. ظریف كه زمان انقلاب و جنگ را در ایران حاضر نبود، رابطه بسیار خوبی با محافل سیاسی و رسانه ای امریكایی داشت، به گونه‌ای كه روزنامه هرالد تریبیون در مقاله ای با خداحافظی محمدجواد ظریف از نیویورك نوشت: «جواد ظریف چنان زیاد در دانشگاه‌ها، مجامع سیاسی و اجتماعی و باشگاه‌های سیاسی برای سخنرانی حضور پیدا می کند كه اندرسون رئیس مؤسسه امور عمومی و بین المللی دانشگاه كلمبیا اخیراً به‌طور كنایه آمیزی از او پرسید كه آیا قرار است در رقابت‌های انتخاباتی در امریكا شركت كند!»

در ادامه این مقاله به قلم وارن هوگ آمده است: «موقعیت و منصب وی به عنوان رئیس نمایندگی كشورش در ایالات متحده امری اتفاقی بوده است و او آن را به مقامات امریكایی ربط می‌دهد. ظریف در خانواده‌ای ثروتمند در امور نساجی و تجارت در تهران به دنیا آمد و خانواده همسرش دارای املاك وسیعی بودند كه بخشی از آنها در جریان انقلاب 1979 از دست رفت، اما وی می گوید كه هیچ‌یك از دو خانواده درگیر مسائل سیاسی نبودند و لذا هیچ پیامد دیگری برای آنها نداشت.»

اما شاید در این مقاله نكته تأمل آمیزی هم یافت شد، این روزنامه امریكایی تأكید می کند: «منتقدان ایران نظیر جان بولتون، سفیر سابق امریكا در سازمان ملل، می گوید كه جذابیت ظریف یك ابزار سنجش مناسب و دقیق برای اندازه گیری نیات واقعی تهران نیست.»

اما عملكرد ظریف در معاونت بین الملل وزارت خارجه چگونه بود، براساس روایت های دیپلمات های وزارت امور خارجه معاونت بین الملل از ورود هر فرد غریبه ای به درون مجموعه خود جلوگیری می كرد حتی یك بار كه ولایتی به پیشنهاد یكی از مشاوران خود قصد انتقال یك دیپلمات اصولگرا را به این مجموعه داشت، با جواب عجیب ظریف مواجه شد؛ ظریف تأكید می کند: «ما در بخش بین الملل همه با هم رفیق هستیم و یكدیگر را با اسم كوچك صدا میكنیم و ورود فرد جدید گعده ما را به هم می ریزد.» از همین رو به واسطه فعالیت و مشاورت های گعده مذكور، NPT  در كشور دائمی می شود. رژیم شاهنشاهی در سال 1968 معاهده NPT را 25 ساله به امضا رسانده بود؛ با پایان این 25 سال با طرح دائمی كردن این موضوع در آژانس به یكباره سیروس ناصری با یك دست بلند كردن ساده تمامی منافع را به سخره می گیرد.

با رجوع به اسناد وزارت خارجه خواهیم یافت كه رژیم پهلوی به عنوان یك نظام سرسپرده اعلام می کند كه ایران هنگامی NPT را به صورت دائم امضا می کند كه جامعه جهانی برای عاری ماندن خاورمیانه از سلاح اتمی تضمین بدهد.از همین رو است كه رژیم صهیونیستی هرگز حاضر به پاسخگویی نبوده است چرا كه اعتقاد دارد كه این رژیم از ابتدا با عدم قبول NPT هیچ تعهدی را به جامعه جهانی نداده است.

در واقع ایران با پیوستن دائمی به NPT برای خود ضمن به همراه آوردن مسئولیت پاسخگویی هیچگونه امتیازی را نیز دریافت نكرد.جالب‌تر آن است كه برای دائمی كردن NPT هیچگونه مجوزی از مجلس شورای اسلامی دریافت نشده بود و امضای سیروس ناصری آغازی برای چالش هسته ای كشور به حساب می آید. حتی برای دائمی كردن NPT هیچ مصوبه ای از هیأت دولت و شورای عالی امنیت ملی كسب نشد. البته از همین رو بود كه نمایندگان جهانی سرمست از پیروزی بی تلفات خود كف مرتبی را برای سیروس ناصری نواختند.

سیروس ناصری كه بعدها مشكلات مالی‌اش در پرونده نفتی كیش اورینتال به مدیریت دیك چنی نیز آشكار شد بعد از به روی كار آمدن دولت احمدی نژاد از كشور خارج شده است. از همین رو مهدی سلطانی از دیپلمات های باسابقه وزارت خارجه و معاون سابق نمایندگی ایران در سازمان‌های بین المللی در وین تأكید می کند: بعد از انقلاب و تا زمانی كه امام خمینی(ره) زنده بودند، هیچ كس جرأت كوتاه آمدن در مسائل بین المللی را نداشت. همین افراد در دولت هاشمی موجب تمدید NPT و امضای CTBT شدند، آنها می گفتند اگر CTBT را امضا نكنیم به دنیا اعلان جنگ داده ایم درحالی كه به هیچ وجه این گونه نیست.

مهدی سلطانی در پاسخ به این كه چرا ما در سال 1998 و بعد از آزمایشات هسته ای هند و پاكستان براساس بند 10 معاهده NPT از آن خارج نشدیم، گفت: یكی از اشتباهات سیاست خارجی ما همین بود كه از این معاهده خارج نشدیم زیرا براساس بند 10، امنیت ملی ما تهدید شده بود. این كارشناس ارشد مسائل هسته ای كشور خاطرنشان كرد: اما دولت هاشمی با ارسال تبریك برای دولت پاكستان از بمب اتمی این كشور به نام بمب اتمی اسلامی یاد كرد.

نیویوركی ها حاكم می‌شوند

با پیروزی خاتمی در انتخابات دوم خرداد 76 باند نیویوركی ها قدرت را در وزارت خارجه قبضه می کند؛ جالب آن است كه با روی كار آمدن خاتمی كه از ابتدا به علت انتقاد از دولت قبلی حائز رأی بالایی شده بود ظریف در جایگاه خود هیچ گونه لرزشی را حس نمی کند، در دولت خاتمی به واسطه برنامه ریزی باند نیویوركی ها استراتژی خلع سلاحی مطرح می شود.

در این دوره با شتاب عجیبی منع تولید و انبار بمب های خوشه‌ای، مین گذاری، شیمیایی و میكروبی به تصویب می رسد و جالب آن است كه برای هریك از آنها امكان دریافت د‌هها امتیاز از طرف غربی متصور بود اما تصویب یك طرفه این قراردادها تنها باعث تحمیل بیشتر نظارت جهانی بركشور شد. اما استراتژی ظریف هم چیزی نبود مگر اعتمادسازی. خلاصه این استراتژی هم همراهی با غرب جهت كسب اعتماد جهانی بود.

ناصر نوبری رئیس وقت مركز بررسی راهبردی وزارت خارجه در رابطه با این استراتژی در این باره می گوید: هنگامی كه استراتژی ضعیف ظریف كه نشان واضحی از وادادگی سیاسی داشت به ما رسید ما آن را رسماً رد كردیم. در آن ایام ما معتقد بودیم كه با انجام این امر توسط ایران تمام امتیازها یا برگ‌های برنده از دست ایران خارج شده و باز هم غرب از میزان كم امتیازات ناراضی و خواهان امتیازات بیشتری می شود.

وی خاطرنشان می کند: به علت مخالفت ما این استراتژی به شورای استراتژیك رفت، خرازی در آن جلسه به اهمیت اعتمادسازی و انجام تمام بازرسی‌ها تأكید می كرد اما من در پاسخ گفتم آقای خرازی شما تخصص تربیتی دارید و لذا من مثال مدرسه ای می زنم، مدیر امریكا است و ما بچه بد مدرسه، حالا حتی اگر به امریكا تعظیم هم كنیم، جزو بچه بدها هستیم و لذا با انجام این استراتژی تنها امتیاز از دست داده ایم و این استراتژی تنها خالی كردن كشور از امكانات است.

استراتژی مطروحه از سوی ما استراتژی عمل متقابل بود به این معنی كه با كسب هر امتیاز یك امتیاز بدهیم نه آن كه تمامی امتیازهای خود را در جا بدهیم و منتظر بذل محبت طرف مقابل باشیم. خرازی بعد از بیان نقطه نظرات گفت این امر تخصصی بین المللی است و آنان یعنی باند نیویورکی ها بهتر می دانند كه با جامعه جهانی چگونه برخورد كنند و حتماً سازمان بین المللی امتیازهای ما را پس خواهند داد.

وی در ادامه با اشاره به اتفاقات جلسه مذكور می گوید: با اصرار خرازی بر تأیید نظر ظریف من به خطرات ناشی از تصویب این استراتژی بر منافع ملی و امنیت كشور اشاره كردم اما با اصرار خرازی من اعلام كردم كه به عنوان اعتراض جلسه را ترك می كنم. خرازی با عصبانیت اخراج و ممنوع الورود من از وزارت خارجه را اعلام كرد. من نیز در همان جا تأكید كردم كه روزی فرا خواهد رسید كه شما به موجب تصویب این استراتژی باید به ملت پاسخگو باشید.

تكیه گاه اصلی باند نیویوركی ها

اما یكی از اصلی ترین مراكزی كه تحت تأثیر تحلیلهای باند نیویورك واقع شده بود جایی نبود مگر شورای عالی امنیت ملی؛ حسن روحانی دبیر سابق شورای امنیت علت تعلیق و امضای بیانیه سعدآباد را این گونه توجیه می کند: جمهوری اسلامی در هر مرحله موردی را تعلیق كرد اما هیچ وقت زیر بار تعلیق كامل نرفت. سیاست كلی ما نیز این بود كه هر بخشی را كه كامل بود مدتی تعلیق می كردیم تا بتوانیم بخشهای ناقص را تكمیل كنیم.

البته حسن روحانی كه قبل از انتخابات دهم جهت تخریب احمدی نژاد، با رسانه ها سخن می‌گفت با افتخار تأكید كرد تیم مذاكرات هسته ای هیچ تعهدی را بر دوش كشور نگذاشت، حتی درباره همین تعلیق و پروتكل الحاقی هم كه خواسته رسمی جامعه جهانی و شورای حكام بود؛ ما توانستیم كشورهای اروپایی و شورای حكام را وادار به اذعان این مسئله كنیم كه هم تعلیق و هم اجرای پروتكل به صورت "داوطلبانه" و "غیرالزام آور" اجرا خواهد شد.

وی امتیازهای كسب شده توسط كشور را این گونه ردیف می کند: در مقابل هم امتیازات بسیاری را گرفتیم كه جلوگیری از ارسال پرونده به شورای امنیت، جلوگیری از تحریم ایران، آغاز مذاكرات پیوستن به سازمان تجارت جهانی و حضور در كمیته MNAبخشی از این امتیازات است.

روحانی در تمام طول دوران مدیریت خود با استراتژی موسوم به اعتمادسازی به دنبال كسب اعتماد غرب بود، از همین رو توافقنامه سعدآباد در اكتبر سال 2003 به امضای طرفین رسید. در واقع این توافقنامه همان قطعنامه سپتامبر 2003 است یعنی ما در سعدآباد تعلیق غنی سازی اورانیوم،اجرای سریع پروتكل الحاقی و ارائه یك اظهارنامه كامل درباره تاریخچه فعالیت های هسته ای در ایران را پذیرفتیم. البته در آن توافقنامه اروپایی ها در مقابل سه تعهد داشتند نخست كمك به توسعه فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران و در ادامه اقدام به عاری شدن منطقه از سلاح‌های هسته ای و محدود كردن برنامه هسته ای اسرائیل و در نهایت بسته شدن پرونده هسته ای ایران درآژانس بین المللی انرژی اتمی؛ تعهداتی كه به اعتقاد یك كارشناس ارشد مسائل هسته ای هرگز محقق نشد.

البته این پایان ماجرا نبود چندی بعد اروپائیان چند قدمی پیش آمدند و اعلام كردند كه بیانیه سعدآباد و تعلیق در نطنز تمامی خواسته های ما را تأمین نمی کند و نیاز به اقدامات بیشتری هست لذا در نهایت ایران در فوریه 2004 طی توافقنامه بروكسل ساخت قطعات و مونتاژ ماشینهای سانتریفیوژ را هم به تعلیق درآورد، اصلاح طلبان البته از اینكه اروپاییه ا تعهد كرده بودند كه پرونده هسته ای ایران از دستور كار اجلاس ژوئن2004 (خرداد83) خارج می شود، شادمان بودند. البته همانطور كه انتظار می رفت غربی ها به این تعهد ساده خود هم عمل نكردند.

باند نیویوركی ها البته هنوز به موفقیت كامل دست نیافته بود لذا در نهایت طی توافقنامه پاریس در نوامبر 2004 (آبان83) ایران نه فقط قطعه سازی و مونتاژ ماشینها را بلكه كلیه فعالیتهای مربوط به ساخت سوخت هسته ای را به حالت تعلیق درآورد. مهدی محمدی کارشناس مسائل هسته ای معتقد است تنها امتیازی كه كشور عمداً در مقابل دادن این امتیازها گرفت چیزی جز انجام مذاكره نبود.

چنانچه سخنان حسن روحانی و دیگر اعضای باند سازش را مبنی بر تأكید جامعه جهانی بر عدم الزام آوری و داوطلبانه بودن آن پذیرفت پس چگونه می توان هجمه غرب در برابر خروج از تعلیق و ارجاع پرونده به شورای امنیت را توجیه كرد.

از همین رو مقام معظم رهبری خاطرنشان می كنند كه در مقابل افكار جهانی و نگاه‌های جهانی، ملت ایران در هیچ مسئله ای باید اظهار ضعف و عقب‌نشینی نكند. اینكه در باب مسئله هسته ای شما می بینید مسئولین دولتی اصرار می ورزند به خاطر این است كه اولاً این یك ضرورت است... این یك نیاز ملی است كه اگر امروز شروع نكردیم 10 سال بعد، 15 سال بعد، ضربه اش را ملت و كشور خواهد دید... هرگونه انفعال در مقابل دشمن، دشمن را تشجیع می کند به اینكه توقع بیشتری را مطرح كند.

یك نیویوركی دیگر

بعدها مشخص شد كه یكی دیگر از اعضای باند نیویوركی ها و البته معاون آقای روحانی با اتهامات امنیتی مبنی بر نشت اطلاعات روبه رو است. حسین موسویان معاون سابق مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت به در اختیار گذاشتن اطلاعات مهمی به غرب محكوم شد.

البته اعتراضات دوستان نیویوركی وی موجب آن شد كه وزارت اطلاعات رسماً اقدامات موسویان را جزو مصادیق روشن جاسوسی بداند. وزارت اطلاعات صریحاً معتقد است كه موسویان در پوشش مسئولین نظام دست به جمع آوری اطلاعات زده است و آنان را در اختیار بیگانگان قرار داده است.

با بررسی سوابق موسویان به نكته جالبی برخواهیم خورد؛ موسویان نیز تحصیلاتش را در امریكا سپری كرده است. موسویان كه در سال1355 برای ادامه تحصیل به امریكا راهی شده بود بعد از پیروزی انقلاب به كشور بازمی گردد. بعد از اتهام امنیتی وی و بازداشت هشت روزه، وی با وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد می‌شود. موسویان اكنون در امریكا اقامت دارد و خبرها حاكی از اقامت دائم وی در امریكا دارد.

پاتوق نیویوركی ها

یكی دیگر از اعضای وزارت امور خارجه با كسب اعتماد از عدم انتشار نام خود گفت: اصولاً امریكای شمالی پاتوق اصلی باند نیویورك است و انتخاب و اعزام دیپلمات ها به این منطقه توسط اعضای این باند تأیید و تصویب می شود اما هنگامی كه به علت پافشاری مسئولین و عدم توجه به مشاورت های این تیم خارج از اعضای باند نیویورك فردی انتخاب شود، این بار امریكا یا كانادا رأساً وارد ماجرا شده و با رد ویزای فرد مذكور از ورود وی جلوگیری می كنند.

وی با اشاره به نمایندگان كشورمان در سال‌های گذشته در قاره امریكای شمالی تأكید كرد: باید معترف بود كه تا به امروز امریكای شمالی توسط نیروهای مؤمن و اصولگرای وزارت خارجه فتح نشده است. بررسی سوابق و كارنامه نمایندگان كشورمان در امریكای شمالی تأیید كننده این امر است.

وی با اشاره به پرونده آقای نوبری خاطرنشان كرد: در سال 1384 به پیشنهاد آقای سعید جلیلی قرار شد كه ایشان به عنوان سفیر كشورمان به كانادا اعزام شوند، اما با مخالفت جدی دیگر معاونین وقت خصوصاً در بخش بین الملل مواجه شدند اما با اصرار جلیلی ایشان به كانادا معرفی شدند اما چند وقتی نگذشت كه با بهانه دروغین كانادا مبنی بر اینكه نوبری از دانشجویان پیرو خط امام و از تسخیركنندگان سفارت امریكا بوده است به وی مجوز داده نشد.

این كارشناس مسائل سیاست خارجی خاطرنشان كرد: به عنوان مثال یكی از نمایندگان كشورمان در امریكای شمالی سال‌ها در این كشور اقامت داشته است و حتی قبلاً نماینده كشور در یك نهاد مالی بوده است. چنانچه از وی به عنوان عامل درجه چندم ظریف یاد می‌شد اما با خروج ظریف وی عهده دار مسئولیت مهمی شد.

گفتنی است نگارنده طی تماس با دفتر آقای ظریف خواهان مصاحبه با ایشان شد لذا در همان ابتدا با پاسخ منفی دفتر ایشان مواجه شد. با بررسی‌های بیشتر مشخص شد كه ایشان مدتی است كه گفت وگو با رسانه ها را تحریم كرده اند، این موضوع را با كارشناس مذكور درمیان گذاشتیم، پاسخ وی اینچنین بود: باید چنین كاری را بكند. ظریف در بین وزارت امور خارجه‌ای‌ها به اصطلاح تابلو شده است و هرگونه تحرك وی باعث حساسیت بدنه اصولگرا دسته سیاست خارجی به تحركات باند نیویوركی ها خواهد شد و بنا بر استراتژی جدید این باند حركت با چراغ خاموش است.




:: مرتبط با: دولت , اقتصاد , بصیرت , مجلس , نگارخانه , سیاست , سبک زندگی , جامعه و مردم , گفتمان انقلابی , امام خمینی(ره) , اسلام ناب محمدی , شهدا جنگ تحمیلی , امام خامنه ای(مدظله) , شهدای عرصه جهاد علمی ,
:: برچسب‌ها: باند نیو یورکی ها ,
تاریخ انتشار : شنبه 1393/02/27 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
http://hosseindownloa.mihanblog.com/post/4 یکشنبه 1396/04/11 ساعت 06 و 37 دقیقه و 15 ثانیه
Hello, after reading this amazing post i am as well delighted to share my experience
here with friends.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر