تبلیغات
معبر ندای وظیفه - جریان آیت الله منتظری و نامه ی تاریخی امام به ایشان
 
نوشته شده توسط : بی سیم چی

انتخاب آقای منتظری به قائم مقامی

موضوع رهبری انقلاب اسلامی‌پس از حیات امام خمینی (سلام ا... علیه) بدون شك جزو یكی از اصلی ترین دغدغه های مسئولان نظام در طول سالهای اولیه انقلاب اسلامی‌بود . مهمترین عاملی كه در آن شرایط بر التهاب این نگرانی می‌افزود وقوع فاجعه ای بود كه در صدر اسلام پس از حیات پیامبر گرامی‌اسلام صلی ا... علیه و آله وسلم “ رخ داد و خلافت بر مسند امامت نشست.

مطرح ترین و مهمترین سؤال در ارتباط با انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری این است كه آیا با امام (ره) در مورد انتخاب ایشان در مجلس خبرگان، مشورت شده بود یا خیر ؟

جواب مسلماً منفی است چرا كه اولاً حضرت امام به وضوح در نامه ی 06/01/1368 به آقای منتظری تصریح كرده است كه با توجه به ساده لوحی و القاپذیری و نداشتن ظرفیتهای لازم جهت رهبری، از ابتدا با انتخاب وی مخالف بوده است. بنابراین در صورت مشورت مجلس خبرگان با امام، ایشان مخالفت خود را ابراز می‌كرد، ثانیاً امام در همان مقطع زمانی، در دیدار با آیت ا... آقای محمدی گیلانی نیز مخالفت خود را از این انتخاب ابراز كردند.


شروع علنی اختلافات امام و آقای منتظری

پیام تیر ماه 1362 حضرت امام خمینی (ره) به مجلس خبرگان و حساسیت ایشان به بیت آقای منتظری را می‌توان شروع علنی ماجرا دانست . امام راحل در بخشی از پیام این چنین آورده اند:

« ... باید بدانید كه تبهكاران و جنایت پیشگان بیش از هر كس چشم طبع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف و نفوذی در بیوت شما با چهره های صد در صد اسلامی ‌و انقلابی ممكن است خدای نخواسته فاجعه به بار آوردند و با یك عمل انحرافی، نظام را به انحراف بكشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی‌سیلی زنند . ا... ا... در انتخاب اصحاب خود...»(1)

 

با كمال تأسف باید گفت بدترین واقعه ی تلخ از تاریخی آغاز شد كه آقای منتظری نه تنها خواسته امام برای تصفیه ی عناصر ناسالم و منحرف بیتش را اجابت نكرد بلكه تحت تاثیر ترفندهای پیچیده ی واسطه های نفوذی در دفتر خود كه «فعال ما یشاء» بودند، از باند قدرت طلب منحرف حمایت كرد.

آن حضرت با توجه به شواهد و قراین، به واقع می‌دیدند مسئولان، در هر رده و یا حتی مردم عادی توسط عناصر حاكم بر بیت به نحوی جهت ملاقاتها با قائم مقام رهبری انتخاب می‌شدند كه حامل پیامها و اخباری از اشكالات و شكایات بودند كه باید به ایشان منتقل می‌شد، همچنان كه خود ایشان در متن نامه‌ی مذكور به آن اشاره كرده است.

قضیه مهدی هاشمی و اوج گیری اختلافات

قضیه‌ی برخورد نظام با جریان «مهدی هاشمی» را باید حادترین بحران سیاسی سالهای 64 تا 66 ارزیابی كرد. سنگر گرفتن جریان مذكور در بیت رهبری آینده‌ی نظام، با هدف توطئه علیه حاكمیت نظام (در مقطعی كه جمهوری اسلامی‌درگیر جنگی نابرابر با رژیم بعث عراق بود) و حمایت صریح و روشن آقای منتظری (بی خبر از عمق فاجعه!!) و نیز برخی دیگر از افراد مسئول و ذی نفوذ از آنان، شرایطی را فراهم كرد كه در آن مقطع، عملاً نیروهای اطلاعاتی كشور در برخورد با جریان قدرت طلب، با فرمان حضرت امام «گام به گام» قدم بر می‌داشت، اگر حضرت امام حمایتهای صریح و قاطع را از وزارت اطلاعات به عمل نمی‌آوردند، هیچ معلوم نبود كه در آن برهه‌ی حساس كسی توان برخورد با جریان منحرف مذكور را داشته باشد .

از آنجا كه اعترافات مهدی هاشمی‌در یك سیر معقول و منطقی به افشای موضع گیری های «زیگزاگی» بیت آقای منتظری و در نهایت به معنای سندیت یافتن مجموعه شواهد و قوانین ختم می‌شد، بدیهی بود كه اعتراف وی به انحرافات خود و گروهش، به اعتراض آقای منتظری نسبت به اعترافات بینجامد؛ كما اینكه اینگونه نیز شد به نحوی كه پس از اعترافات صریح و روشن مهدی هاشمی، آقای منتظری نه تنها متنبه نشد بلكه در اثر القائات ته مانده های گروه قدرت طلب و نیز خودباوری محض همراه با سطحی نگری، همه‌ی آن اعترافات را «مخدوش و باطل» اعلام كرد و در نامه ای كه برای امام نوشت بزعم خود كوشید آن بزرگوار را توجیه كند كه نباید خبر فاسق ملاك عمل قرار گیرد !

درخواست طلب عفو برای سید هادی و دیگر اعضای باند مهدی هاشمی‌هر چند برخاسته از روحیه و خلق و خوی خاص آقای منتظری بود اما این سؤال هم بی پاسخ مانده است كه تكلیف رسیدگی بدون اغماض و با كمال دقت و موازین اسلامی‌كه وی در نامه‌ی «علنی و رسمی» خود، خواستار آن شده بود چه می‌شد؟


نامه امام خمینی به آیت الله منتظری
بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری
با دلی پر خون و قلبی شکسته ، چند کلمه ای برایتان مینویسم تا مردم، روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته اید که نظر تو را شرعا بر نظر خود ، مقدم می دانم . خدا را در نظر میگیرم و مسایلی گوشزد می کنم . از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من ، به دست لیبرال ها و از کانال آنها به منافقین می سپارید ، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده ی نظام را از دست داده اید . شما در اکثر نامه ها و صحبت ها و موضع گیری هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به مقدری مطالبی که می گفتید، دیکته شده منافقین بود که من فایده ای برای جواب دادن به آنها نمی دیدم. مثلا در همین دفاعیه شما زا منافقین ، تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب ، محکوم به اعدام شده بودند را منافقین ، از دهان و قلم شما ، به الاف و الوف رساندند و می بینید که چه خدمت ارزنده ای به اسکتبار کرده اید . در مسئله ی مهدی هاشمی قاتل ، شما او را از همه متدینین ، متدین تر می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است ، مرتب پیغام می دادید که او را نکشید . از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آ«ها را ندارم . شما از این پس ، وکیل من نمی باشید و به طلابی که پول برای شما می آورند ، بگوئید به قم ، منزل آقای پسندیده و یا در تهران ، به جماران مراجعه کنند . بحمدالله از این پس ، شما مسئله مالی هم ندارید . اگر شما نظر من را ، شرعا ، مقدم بر نظر خود می دانید – که مسلما منافقین صلاح نمی دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می شوید که آخرتتان خراب تر میکند با دلی شکسته و سینه ای گداخته از آتش بی مهری ها ، با اتکا به خداوند متعال ، به شما – که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می کنم . دیگر خود دانید :
۱ – سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام، بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال ها نریزد.
۲ – از آنجا که ساده لوح هستید و زود نحریک می شوید ، در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید . شاید خدا از سر تقصیرات خود بگذرد.
۳ – دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین ، هر چه اسرار مملکت است را به رادیو های بیگانه دهند.
۴ – نامه ها و سخنرانی های منافقین ، که به وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید ، ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان – روحی له الفدا – و خون پاک شهدا اسلام و انقلاب گردید . برای اینکه در قعر جهنم نسوزید ، خود ، خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید . شاید خدا کمک تان کند .
والله قسم ، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ، ولی در آن وقت ، شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید ، ولی شخص بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید ، مسلما تکلیف دیگری دارم و می دانید که از تکلیف خود ، سر پیچی نمی کنم . والله قسم ، من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم ، ولی او را هم آدم خوبی می دانستم . والله قسم ، من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد ، نظر دوستان رو پذیرفتم .
سخنی از سر درد و رنجو و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه ، با مردمان عزیز دارم : من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم ، هرچز چشم پوشی نکنم . من با خدای خود ، پیمان بستم که رضای او بر رضای مردم و دوستان ، مقدم دارم . اگر تمام جهان ، علیه من قیام کنند، دست از حق و حقیقت بر نمی دارم . من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می افتد ندارم . من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم . من بعد از خدا ، با مردم خوب و شریف و نجیب ، پیمان بسته ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان میگذارم . تاریخ اسلام ، پر است از اخیانت بزرگانش به اسلام . سعی کنند تحت تاثیر دروغ های دیکته شده ، که این روزها رادیو های بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می کنند ، نگردند . از خدا می خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران ، صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد . ما همه راضی هستیم به رضایت او . از خود که چیزی نداریم . هر چه هست اوست . والسلام
یکشنبه ۶/ ۱ / ۶۸"
روح الله الموسوی الخمینی


جنگ و مواضع شیخ

پیش از بررسی موضوع جنگ و نظرات آقای منتظری، نگاهی كوتاه به بخشی از اظهارات مهدی هاشمی، تحلیل وقایع بعدی را واقعی تر خواهد كرد. وی در ارتباط با مسأله‌ی جنگ، ابتدا حساسیت خود را نسبت به فرماندهی سپاه اینگونه ترسیم می‌كند: «... آن زمان [اول جنگ] مبدا اختلافات خطی در سپاه بود و من پس از اخراج از سپاه بر اساس همان خصلتهای شیطانی كه در نفسم وجود داشت تلاش می‌كردم نقاط ضعف فرماندهی سپاه را در عملیات و در اوضاع داخلی سپاه به اخوی منتقل سازم. اخوی نیز كه در اصول با من همفكری داشت و یا در اثر عواطف برادرانه، به هر حال این نقاط ضعف را به آقا منتقل می‌ساخت و عملاً آقا را به جریان سپاه و فرماندهی آن حساس ساختیم ... »

گزاف نیست اگر طبق اسناد، مواضع اتخاذ شده‌ی قائم مقام رهبری در ابعاد جنگ و اصرار بر ترك آن، از القائات گروه هوادار وی فرض شود خصوصاً اینكه عناصر اصلی گروه مذكور در مقطعی به این باور رسیدند كه مسئولان اجرایی نظام، در راستای معادلات خطی و حذف رقیبان سیاسی، كه در معادلات قدرت هضم نشده اند از جنگ به عنوان یك وسیله استفاده می‌كنند!! و دقیقاً به این دلیل، هم پای گروههای ضد انقلاب و اپوزیسیون داخلی، در تحلیلهای خود شعار جنگ انحرافی، جنگ بی حاصل و جنگ در بن بست سر می‌دادند .

چرا کار منتظری به عزل رسید؟! علت عزل منتظری چه بود؟

سؤال مهم این است كه «عامل ویژه» ای كه نهایتاً به بركناری وی انجامید كدام بوده است؟ شخصیت دوگانه و رفتار متناقض، یا سطحی نگری و ساده اندیشی، خود بزرگ بینی و خودخواهی یا تعجیل در تصمیم گیری و عدم انعطاف لازم، یا رگه های روشنی از لجاجت، كدامیك؟

در نگاه اول امكان تفكیك مجرد و انتزاعی یكی از عوامل فوق به عنوان عاملی كه اولویت بیشتری در تاثیر بر جریان عزل باشد دشوار است اما تبیین و بررسی واقع بینانه‌ی موضوع نشان می‌دهد كه مبنای«حكم عزل» معمولاً تداوم یك سری از مواضع سیاسی غلط فرد بوده است. امری كه سرانجامش با برنامه و هدایت افراد منحرف ، به طرح انفصال از نظام، منجر شد .

در مقام بررسی و تجزیه و تحلیل جریان «عزل» اگر ادعا شود بیش از نیمی‌از مشكلات آقای منتظری مربوط به سطحی نگری وی بوده، سخن گزافی گفته نشده است. باند مرموزی كه بر بیت آقای منتظری حاكم بود توانست با استفاده از شیوه های پیچیده، از این “ نقطه ضعف “ و از این “ مشكل لاینحل !!” ایشان، القائات و بافته های مورد نظر را اعمال كند .

در بخشی از نامه امام به ایشان در 12/07/1365 آمده است: « ... آنچه مسلم است و مایه‌ی تأسف، حسن ظن جنابعالی است به اعمال و افعال و گفته ها و نوشته هایی است كه به مجرد وصول شما ترتیب اثر می‌دهید و در مجمع عمومی‌بحث می‌كنید و به قوه‌ی قضاییه و غیره سفارش می‌دهید.»

طرح انفصال از نظام

گر چه نطفه‌ی آغاز «انفصال» و ژست سیاسی گرفتن جهت قضاوت آیندگان در تاریخ انقلاب، از این تاریخ(17/07/1365) و از نامه ای در این روز بسته شد اما در روندی صعودی و شتابزده سه ماه بعد، آشكارا موضع قائم مقام رهبری اعلام شد، وی خطاب به امام (ره) اینگونه نوشت: «... اگر قرار است نظر من این اندازه بی اعتبار و بی ارزش باشد اجازه دهید مانند طلبه ای بدون عنوان و مسئولیت مشغول درس و بحث باشم تا كسی از من توقع نداشته باشد . بدون قصد تنقیض می‌گویم این چه انقلابی است كه امثال آقای هاشمی‌و آقای احمد آقا میداندار آن هستند و سازمان اطلاعات هم عملاً در خط آنان قرار گیرد و امثال سید هادی و ... با همه سوابق و خدماتش در زندان باشد این قبیل انقلاب نیاز به من طلبه ندارد...»

عزل، ختم غائله!

برخی آگاهان مسایل سیاسی كه از كانال های مختلف در جریان قضیه آقای منتظری قرار گرفته بودند نسبت به موضع امام (ره) در برخورد با ایشان دو نظر متفاوت داشتند. عده ای بر این عقیده بودند كه حضرت امام در برخورد با وی به جهت اینكه مصلحت نظام را مقدم بر هر چیز دیگر می‌داند به هیچ وجه كوتاه نخواهد آمد (همان طور كه در جریان عزل بنی صدر اینگونه اتفاق افتاد). عده ای دیگر در تحلیل و ارزیابی قضایا بر این اعتقاد بودند كه قضیه‌ی عزل بنی صدر و برخورد امام (ره) با جریان ملی گرا و لیبرال ها و منافقین تفاوت عمده داشته و امام (ره) برخورد با ایشان را به جهت سنگین بودن وزنه‌ی طیف قدرت طلب و خوارجی كه وی را احاطه كرده بود به صلاح نظام ندانسته و كج دار و مریض رفتار می‌كند!!

اگر پخش نامه‌ی آقای منتظری به مسئولان شورای عالی قضایی از رادیو «BBC» كه در آن تلویحاً، اما «ناخواسته» از منافقین دفاع شده است را سرآغاز برخورد شدید امام (ره) با ایشان بدانیم، بایستی اذعان داشت كه اعتراض و برخورد نه به جهت محتوای نامه‌ی مذكور، بلكه به دلیل پخش آن از رادیو «BBC» بوده است.

و در نهایت در تاریخ 6/1/1368 حضرت امام در نامه ای حکم عزل منتظری را به می ابلاغ نمودند: « با دلی پر خون و قلبی شكسته چند كلمه ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته اید كه نظر تو را شرعا بر نظر خود مقدم می‌دانم ؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌كنم .از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی‌عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از كانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده اید. ... نامه ها و سخنرانیهای منافقین كه به وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان - روحی له الفدا - و خونهای پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند. »(2)

مرحوم حاج سید احمد آقا، پایان جزوه‌ی رنجنامه(خطاب به آقای منتظری) در جمع بندی جریان عزل به تحلیلی كه غالب مسئولان اصلی نظام از حوادث سقوط و عزل قائم مقام رهبر بر آن اتفاق داشتند، اشاره‌ی مختصری داشته و می‌نویسد: «گروه فاسدی كه بر تمام اجزا و عناصر بیت شما حاكم شد معتقد بود كه امام چند صباحی دیگر خواهد مرد و آنان خواهند توانست با هماهنگی رادیوهای بیگانه و سیاستهای خارجی چند كار را انجام می‌دهند: ابتدا چهره‌ی امام را از زبان و قلم قائم مقام رهبری چهره ای خشن كه زنهای باردار را می‌كشد به دنیا معرفی كند و این را برسانند كه منتظری غیر از امام است. در قدم بعد آیت ا... منتظری را از نظام جدا سازند و بعد تا تغییر مدیریت درس سطح بالا و گسترده ـ كه از زبان شما هم نقل شدهـ همه چیز به نفع خودشان خاتمه دهند. در مرحله‌ی بعدی نیز شما [منتظری] را نابود كرده و كشتن شما را به دست حزب ا... و طرفدار امام جا بزنند.»(3)

در ریشه‌یابی مجموعه حوادث و مخالفتهای غیر اصولی آقای منتظری با بنیانگذار جمهوری اسلامی‌و مسئولان اصلی نظام، باید به بازشناسی و جراحی روحی پرداخت كه همه هستی خود را در دوران سخت جهاد و مبارزه، قهرمانانه در طبق ایثار گذارد و در چشمه عشق و آزادی و به گاه غسل شهادت، تا مرز رویین تنی نیز پیش رفت، اما در دوران رفاه و آسایش از همان نقطه ضعفی ضربه خورد كه دشمنان انقلاب به آن «دانا» بودند.

«غرور» در كام او به مثابه زهر تلخی شد كه همه افتخارات گذشته «تباه» گردد و از اوج قله «عزت» سقوط كند، و دردناك تر از همه این كه حتی پس از سقوط نیز، به پندار خود، آنرا «توطئه» بداند!! و ...

.امام خمینی ، نامه ای به منتظری ، روزنامه كیهان ،15/04/1362

2 . صحیفه امام، جلد 21، صفحات 330 تا 332

3 . سید احمد خمینی (رحمت ا... علیه) ، رنج نامه ، ص 56




:: مرتبط با: اسلام ناب محمدی , شهدا جنگ تحمیلی , امام خمینی(ره) , امام خامنه ای(مدظله) , جامعه و مردم , سیاست , بصیرت , امنیت , مجلس , فتنه , دولت ,
:: برچسب‌ها: جریان آیت الله منتظری و نامه ی تاریخی امام به ایشان ,
:: لینک های مرتبط: دست نوشته های یك دانشجوی سابقاً فنی , حرف های گفته یا ناگفته , حاج آقا مجتبی درباره آیت‏الله منتظری چه‏ گفت؟ ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 1393/02/29 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
BHW سه شنبه 1396/01/29 ساعت 20 و 39 دقیقه و 19 ثانیه
Wonderful blog! I found it while searching on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo
News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر