تبلیغات
معبر ندای وظیفه - فمینیسم و جایگاه زن در اسلام
 
نوشته شده توسط : بی سیم چی
اندیشه برابرى زن و مرد به قرن هفدم باز مى‏گردد. حركتى كه از قرن هفدهم میلادى به نام‏حقوق فطرى و طبیعى بشر آغاز شد و در قرن هجدهم، در فرانسه به ثمر نشست.بنیان‏گذاران حقوق بشر، زنان را به دیده تحقیر مى‏نگریستند. چنانكه «مونتسكیو» نویسنده‏شهیر فرانسوى و از بنیان‏گذاران انقلاب كبیر فرانسه در كتاب روح‏القوانین (1748) زنان را موجوداتى‏با روح‏هاى كوچك و داراى ضعف دماغى، متكبر و خودخواه معرفى مى‏كند. در اعلامیه حقوق‏بشر هم كه در سال 1789 در فرانسه به تصویب رسید، از برابرى حقوق زن و مرد سخنى به میان‏نیامده است و در حقیقت‏باید آن را اعلامیه حقوق مردان دانست.نهضت زنان، در قرن نوزدهم در فرانسه گسترش یافت و نام فرانسوى فمینیسم (ذژخذخذحب)به خود گرفت. جنبش فمینیستى در واقع نوعى اعتراض به مردسالارى آشكار حاكم بر اعلامیه‏حقوق بشر فرانسه بود. (9)دستیابى به حق راى براى زنان انگلیس در سال 1918 یكى از جلوه‏هاى پیروزى فمینیسم بودو پس از آن فروكش كرد. برخى، دو دهه اول قرن بیستم را سال‏هاى خیزش موج اول فمینیسم‏مى‏نامند.



پس از جنگ جهانى دوم و در سال 1945، نظریه برابرى زن و مرد طرفداران بسیارى یافت وسرانجام براى اولین بار در اعلامیه جهانى حقوق بشر، كه از طرف سازمان ملل متحد در سال‏1948 میلادى منتشر شد، تساوى حقوق زن و مرد به روشنى و در سطح جامعه ملل مطرح شد.با این حال، اعلامیه حقوق بشر كه بر حقوق طبیعى و فطرى تاكید مى‏كرد، فاقد اعتبار حقوقى وضمانت اجرایى بود. این امر موجب شد كه از آن پس، معاهدات بین‏المللى كه از اعتبار حقوقى‏بیشترى برخوردارند و مشخص‏تر به مسایل زنان توجه دارند، در دستور كار سازمان ملل قرارگیرند. از جمله این معاهدات مى‏توان به كنوانسیون «حقوق سیاسى زنان‏» (1952)، كنوانسیون‏«رضایت‏براى ازدواج‏» (1962) و كنوانسیون «محو كلیه اشكال تبعیض علیه زنان‏» (1979) اشاره‏كرد. همچنین سازمان ملل سال‏هاى 1976 تا 1985 را به عنوان دهه زنان نامگذارى كرد.

فمینیسم و جایگاه زن در اسلام
سید محمد شفیعى مازندرانى
پیش‏گفتار

پیش از فتح مكه، ابوسفیان كه پیمان نامه حدیبیه را نقض كرده بود به مدینه آمد تا مساله را به نفع خود حل وفصل كند. از این رو به دیدار بزرگان مدینه رفت تا امان‏نامه دریافت كند و از رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم وعده دیدار گیرد،این كار عملى نشد. راوى مى‏گوید:

«فالتجا الى فاطمه‏علیها السلام فلم ینفعه‏»

به دیدار فاطمه‏علیها السلام شتافت ولى مقصود وى حاصل نگشت. (1)

از این فراز از تاریخ به دست مى‏آید كه فاطمه‏علیها السلام در امور اجتماعى و سیاسى، دخالت داشت، از این روابوسفیان به او مراجعه كرد ولى آن حضرت وساطت او را قبول نكرد.

در سال فتح مكه، حارث بن هشام به ام هانى دختر ابوطالب پناهنده شد و او، وى را امان داد. امیرالمؤمنین‏علیه السلام‏به خانه وى داخل شده خواست او را مجازات كند. ام هانى شمشیر او را گرفت و رها نمى‏كرد پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم واردشد و چون ام هانى را غضبناك دید فرمود:

لا تغضبى علیا فان الله یغضب لغضبه

و سپس فرمود:

به هر كس كه تو امان بدهى ما را قبول است و سپس تبسم كرده و فرمود: اگر ابوطالب یك جهان فرزند داشت‏همه، در شجاعت، بى‏نظیر بودند. (2)

ابن اثیر در النهایة در بحث «لمم‏» درباره استیضاح ابوبكر توسط فاطمه زهراعلیها السلام مى‏نویسد:

و خرجت فى لمة من نسائها یتوطئى زیلها على ابى بكر فعاتبته؛

با هیئتى از زنان بنى هاشم در حجاب اكمل به مجلس ابوبكر وارد شد و او را استیضاح كرد.

از این چند گزارش كه در منابع معتبر اهل سنت آمده و ما نیز آن را قبول داریم به دست مى‏آید:

الف: زنان شایسته در مهمترین كارهاى سیاسى- اجتماعى كشور حق راى دارند.

ب: پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم به دیدگاه زنان توجه داشت و اگر آنان به كسى امان مى‏دادند قبول مى‏فرمود.

ج: به رغم آن كه در جهان دمكراسى، توجه به حق نظر و راى زن سابقه چندانى ندارد، اسلام راى زن را از آغازپیدایش این دین، محترم شمرده است.
جواز حضور زن در جامعه و حرمت فسادانگیزى

در منطقه سبع مساجد، در مدینه، منطقه‏اى كه جنگ احزاب در آن واقع شده است. پایین‏تر ازمسجد على‏علیه السلام، مسجد فاطمه‏علیها السلام است. این مساجد جایگاه عبادت حاضران در آن میدان وسنگرداران جنگ خندق بود. و گواهى تاریخى براى حضور زن در اجتماع از دیدگاه اسلام است.

بنابراین، رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم حضور زن در صحنه اجتماعى، سیاسى را تایید كرده است و فقط ازحضورى كه تحریكات و تمایلات نفسانى دیگران را در پى دارد، نهى فرموده است.

پس از احداث مسجدالنبى، مردان در داخل به امامت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و زنان در خارج آن به امامت‏یكى از صحابه، نماز جماعت را برپا مى‏كردند.

عبدالله بن عمر نقل مى‏كند كه رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود:

لا تمنعوا نسائكم المساجد و بیوتهن خیرلهن. (3) و نیز مى‏گوید: رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در باب‏ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن.

فرمود:

لا خلخال ولا شنف ولا قرط ولا قلادة.

و در باره:

الا ما ظهر منها.

قال: الثیاب (4)

حضرت درباره آیه فرمود:

مراد از زینت عبارت است از: خلخال، دستبند، گوشواره، گردن‏بند و... آشكار نسازند مگر آنچه‏كه در عرف زندگى مؤمنات، به‏طور معمولى آشكار مى‏باشد. كه از آن جمله است لباس روئین.

ابوموسى اشعرى مى‏گوید: رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرمود:

ایما امرئة استعطرت فمرت على قوم لیجدوا ریحها فهى زانیة. (5)

هر زنى، به منظور جلب نظر نامحرمان، خود را معطر سازد و قدم از خانه بیرون نهد تا دیگران را جلب‏كند او اهل فحشا است.

دقت در احادیث فوق، بیانگر این حقیقت است كه حضور مخرب، ممنوع است نه حضورسازنده و هدفمند.

در روزگارى كه پدر، از داشتن دختر ناخشنود بود رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرمود:

البنات حسنات (6)

دختران در خانه پدران، حسنه الهى‏اند.

در جامعه‏اى كه براى زنان چندان ارج و بهایى قایل نبودند پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرمود:

زن، بوى خوش و نماز، در مكتب من محبوب‏اند. (7)

پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم در سفرها حتى برخى از جنگ‏ها بعضى از زنان را كه توانایى كارى در استاى‏خدمت‏به پیشرفت عملیات جهاد را داشتند، همراه خویش مى‏برده است. در جنگ احد، نسیبه‏در برابر دیدگان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم شمشیر به دست گرفت و مقاتله كرد و آن حضرت در حق او فرمود:

لمقام نسیبه بنت كعب افضل من مقام فلان و فلان. (8)
فمینیسم (زن گرایى)

یكى از شعارهاى فریبنده، كه در افق فكرى اومانیسم خودنمایى بیشترى دارد «حقوق زن‏» وحمایت از آن است. حمایت از زن اگر جدى و به دور از فریب كارى باشد، ارجمند است. زیرا درمكتب دین به ویژه اسلام زن جایگاه ویژه‏اى دارد ولى متاسفانه آنچه در مجامع غیر دینى است‏چیزى دیگر است.

زن گرایى افراطى، باعث تضییع حقوق اساسى زن است. زن گرایان به بهانه احیاى حقوق زن ازهویت و ارزش زن كاستند. بدیهى است كه زن گرایى هدایت نشده جز این، نتیجه‏اى ندارد. گرچه‏این تفكر (زن گرایى) عكس‏العمل طبیعى نادیده گرفته شدن زن و حقوق او، در تاریخ است ولى،چاره درد، را نباید در فمینیسم جویا شد. آرى: در ادوار مختلف (جز در میان پیروان راستین‏انبیا) به زن، ستم رفته است. البته تفكر زن گرایى ریشه در اومانیسم دارد و داراى سابقه تاریخى‏نیست.
خاستگاه فمینیسم

اندیشه برابرى زن و مرد به قرن هفدم باز مى‏گردد. حركتى كه از قرن هفدهم میلادى به نام‏حقوق فطرى و طبیعى بشر آغاز شد و در قرن هجدهم، در فرانسه به ثمر نشست.

بنیان‏گذاران حقوق بشر، زنان را به دیده تحقیر مى‏نگریستند. چنانكه «مونتسكیو» نویسنده‏شهیر فرانسوى و از بنیان‏گذاران انقلاب كبیر فرانسه در كتاب روح‏القوانین (1748) زنان را موجوداتى‏با روح‏هاى كوچك و داراى ضعف دماغى، متكبر و خودخواه معرفى مى‏كند. در اعلامیه حقوق‏بشر هم كه در سال 1789 در فرانسه به تصویب رسید، از برابرى حقوق زن و مرد سخنى به میان‏نیامده است و در حقیقت‏باید آن را اعلامیه حقوق مردان دانست.

نهضت زنان، در قرن نوزدهم در فرانسه گسترش یافت و نام فرانسوى فمینیسم (ذژخذخذحب)به خود گرفت. جنبش فمینیستى در واقع نوعى اعتراض به مردسالارى آشكار حاكم بر اعلامیه‏حقوق بشر فرانسه بود. (9)

دستیابى به حق راى براى زنان انگلیس در سال 1918 یكى از جلوه‏هاى پیروزى فمینیسم بودو پس از آن فروكش كرد. برخى، دو دهه اول قرن بیستم را سال‏هاى خیزش موج اول فمینیسم‏مى‏نامند.

پس از جنگ جهانى دوم و در سال 1945، نظریه برابرى زن و مرد طرفداران بسیارى یافت وسرانجام براى اولین بار در اعلامیه جهانى حقوق بشر، كه از طرف سازمان ملل متحد در سال‏1948 میلادى منتشر شد، تساوى حقوق زن و مرد به روشنى و در سطح جامعه ملل مطرح شد.

با این حال، اعلامیه حقوق بشر كه بر حقوق طبیعى و فطرى تاكید مى‏كرد، فاقد اعتبار حقوقى وضمانت اجرایى بود. این امر موجب شد كه از آن پس، معاهدات بین‏المللى كه از اعتبار حقوقى‏بیشترى برخوردارند و مشخص‏تر به مسایل زنان توجه دارند، در دستور كار سازمان ملل قرارگیرند. از جمله این معاهدات مى‏توان به كنوانسیون «حقوق سیاسى زنان‏» (1952)، كنوانسیون‏«رضایت‏براى ازدواج‏» (1962) و كنوانسیون «محو كلیه اشكال تبعیض علیه زنان‏» (1979) اشاره‏كرد. همچنین سازمان ملل سال‏هاى 1976 تا 1985 را به عنوان دهه زنان نامگذارى كرد.

افول فمینیسم

در دهه هفتاد، یك زن فمینیست از وضع ظاهرش و موهاى كوتاه مردانه و كفش بدون پاشنه وكت و شلوار زمخت و چهره بدون آرایش، به راحتى از دیگران تشخیص داده مى‏شد. در این دهه‏فمینیست‏ها با رد كلیت ازدواج و تاكید بر تجرد و حرفه اقتصادى، آرمان‏هاى خود را مطرح‏مى‏كردند. شعار «زنان بدون مردان و یا رفتارهاى مردانه‏» مربوط به همین دوره است.

پس از آن حركت‏هاى فمینیستى تند، رو به اعتدال نهاد و آثار سوء زیاده‏روى در حركت‏هاى زن‏مدارانه، كه بیش از همه دامان خود زنان را مى‏گرفت، آشكار شد. خشونت روزافزون در محیطخانواده و در محیط كار و عدم امنیت جنسى از دست آوردهاى این دوره بود.

پس از آن، جهان غرب به نقش‏هاى سنتى و نهاد خانواده رویكردى دوباره داشته است. «دانیل‏لژه‏» و «برنزان هارویو» در بررسى اجتماع چالشى جدید مشاهده كردند؛ شكل قدیمى‏تر خانواده‏و آرمان‏گرایى مجددا بر صحنه ظاهر شده بود و مردم براى خود پدربزرگ و مادربزرگ ابداع‏مى‏كردند تا خانواده‏ها بتوانند سه نسل را در بر گیرند، وضعیتى كه احتمالا هیچ گاه در گذشته‏وجود نداشته است. تقسیم سنتى نقش‏ها به سرعت‏باز گشته و اقتدار پدرسالارانه نیرومندترمى‏شد. (10) سازمان ملل متحد هم سال 1994 را به عنوان سال خانواده اعلام كرد. و از آن پس زنان مدرن‏در دهه‏هاى اخیر سعى مى‏كنند با ظاهرى زنانه و رفتارى ظریف تمایز خود را از مردان به نمایش‏بگذارند.

زن‏گرایى افراطى آزاد

بعضى از فمینیست‏ها، ریشه ستم بر زنان را در فقدان حقوقى مدنى و فرصت‏هاى برابرآموزشى مى‏دانند.

بعضى از افراد، جنسیت فرد را تعیین كننده حقوق او نمى‏دانند و معتقدند كه سرشت زنانه ومردانه كاملا یكسان است و تنها «انسان‏» وجود دارد، نه جنسیت. یكى از آرمان‏هاى آنان، تحقق‏جامعه دو جنسى است. اعضاى جامعه دو جنسى، از نظر جنسى مذكر یا مؤنث‏اند، اما ویژگى‏هاى‏مردانه و زنانه را با اختلافات اغراق‏آمیز روان شناختى نشان نمى‏دهند؛ یعنى در آن‏ها تضاد شدیدمیان ویژگى‏هاى مردانه با ویژگى‏هاى زنانه وجود ندارد. دختران و پسران از امكان آموزشى برابربهره‏مند مى‏شوند و ویژگى‏هاى سنتى مردانه و زنانه به آنان القاء نمى‏شود.

آنان نقش‏هاى جنسیتى را محصول روابط اجتماعى در طول تاریخ مى‏دانند، نه ودیعه‏هاى‏طبیعى و غیرقابل تخلف. آنان نظریه «مورگان‏» را مى‏پذیرند كه معتقد است در ابتداى حیات‏بشرى مادرسالارى رایج‏بوده است و پدر سالارى را واقعیتى تلخ مى‏دانند كه به تدریج‏بر جوامع‏بشرى تحمیل شده است. (11)

زن گرایى ماركسیستى

مكتب ماركسیستى در قرن نوزدهم و بر مبناى نظریه «مورگان‏» درباره مادرسالار بودن جوامع‏اولیه بشرى، معتقد است كه پیدایش مالكیت‏خصوصى در جوامع سبب اسارت زنان شده است وتا زمانى كه نظم بورژوازى، مالكیت و خانواده بورژوایى وجود دارد، این اسارت تداوم خواهدداشت.

سرمایه‏دارى در حفظ كار خانگى به شكل امروزى آن مى‏كوشد و با اجتماعى شدن كار خانگى‏مخالفت مى‏ورزد.

«انگلس‏» و «ماركس‏» بر اساس همین تحلیل، دیدگاه حذف خانواده به عنوان كوچك‏ترین‏واحد اقتصادى جامعه را مطرح كردند. انگلس معتقد بود كه خانواده بازتابى از روابط استثمارى‏مرد بر زن و فرزندان است. آن‏ها مدعى بودند كه زنان پس از بر افتادن نظام بورژوایى به رهایى‏خواهند رسید.

از این رو، مبارزات فمینیستى را تابعى از مبارزه طبقاتى مى‏پنداشتند. با توجه به این‏كه نظام‏سرمایه‏دارى، جامعه را به دو عرصه عمومى (بازار) و خصوصى (خانواده) تقسیم كرده است،«انگلس‏» اولین شرط رهایى زن خانه‏دار را در آن مى‏بیند كه جنس مؤنث‏به فعالیت عمومى‏بازگردانده شود.

ماركسیست‏ها از این راه ضربه‏اى كارى به اركان خانواده فرود آوردند كه بدین زودى‏ها قابل‏جبران نیست.

زن گرایان افراطى، ازدواج را، از آن جهت كه زن را به موجودى «خانه‏دار»، «فرزندزا» و «خوددیگر بین‏» و مرد را به «نان‏آور»، «پدر» و «من اصلى‏» تبدیل مى‏كند، انكار مى‏كنند. همچنین به این‏دلیل كه مردان حتى در نزدیك‏ترین روابط خود، زنان را زیر سلطه در مى‏آورند، زنان باید جدا ازمردان زندگى كنند. آنان مردان را دشمن اصلى مى‏دانند. آنان نظریه زوج آزاد را آسان‏ترین راه براى‏رهایى از بردگى ازدواج به شمار مى‏آوردند.

نظریه زوج آزاد نوعى همزیستى مشترك میان زن و مرد است كه بر مبناى آن هیچ مسؤولیت‏حقوقى بر عهده طرفین نیست و تنها پاسخى به نیازهاى جنسى، بدون در نظر گرفتن وجوه عاطفى‏آن است. در یك دیدگاه افراطى‏تر، نظریه زوج آزاد تا همجنس گرایى پیش مى‏رود.
زن گرایى امروز

از دهه هفتاد به بعد گروهى به نام فمینیست‏هاى جدید و متاثر از دیدگاه‏هاى پست مدرنیستى‏ظهور كردند كه با تكیه بر روان‏شناسى رفتارگرایانه بر حفظ ویژگى‏هاى زنانگى تاكید مى‏ورزیدند.آنان با تاكید بر اصل تفاوت انسان‏ها، معتقدند كه باورهاى جهان شمول فمینیست‏هاى رادیكال نه‏تنها غیرقابل دسترسى است، بلكه مى‏تواند اشكال جدیدى از ستم را بیافریند، زیرا در این‏دیدگاه‏ها از تفاوت شرایط جوامع مختلف و اختلاف فرهنگ‏ها غفلت‏شده است. آن‏ها معتقدندكه زن نیازمند خانواده، همسر و فرزند است.

با وجود اختلافات فراوان در دیدگاه‏هاى فمینیستى، مى‏توان به وجه مشترك تمامى آن‏ها اشاره‏كرد. آن‏ها یافته‏هاى بشرى را منبع و معیار تشریع و قانون‏گذارى مى‏دانند و همگى فرزندان شایسته‏نهضت رنسانس و تفكرات اومانیستى‏اند و خانواده، هسته‏اى كه بر سرپرستى مرد استوار است راآماج حملات خود قرار مى‏دهند و خواهان رفع تمام تمایزات جنسیتى در قوانین، آموزش وپرورش، فرصت‏ها و امكانات‏اند.
فمینیسم در ایران

با تهاجم جدید فرهنگ غرب در ایران، در آستانه انقلاب مشروطه، وضعیت زنان نیز همپاى‏سایر اقشار اجتماعى تغییر كرد. از این رو، مشروطیت را باید نقطه عطفى در تاریخ فرهنگى ایران‏دانست؛ زیرا آثار شگرفى در تغییر نگرش‏ها در میان زنان برجاى گذاشت و جامعه ایرانى رانادانسته و ناخواسته بر مدار فرهنگ غرب كشاند. گروهى از غرب گرایان داخلى كه تحولات‏فرهنگى مغرب زمین را با خوش‏بینى تحلیل مى‏كردند، تنها راه سعادت را الگو بردارى از جهان به‏اصطلاح متجدد و رهایى از مظاهر سنتى مى‏دانستند.

از این رو در اواخر سلطنت قاجار، جنبش‏هایى پدید آمد كه توسط زنان ایرانى هدایت مى‏شدكه از فرزندان و یا همسران تحصیل كرده‏هاى دنیاى غرب بودند. حتى برخى از زنان روشنفكر درروزنامه‏هاى ایرانى كه پیش از مشروطه در خارج از كشور به چاپ مى‏رسید، مقالاتى در ترویج‏دیدگاه‏هاى غرب مى‏نوشتند. (12) نوشته‏هاى این گروه، خود شاهدى بر تاثیرپذیرى آنان از تحولات‏غرب است.

در دوران سلسله پهلوى فصل جدیدى در تاریخ زنان ایران گشوده شد و غرب زدگى و بى‏هویتى نیمه پنهان چهره خود را آشكار ساخت. كشف حجاب در سال 1317 كه به بهانه آزاد كردن‏نیمى از نیروهاى انسانى جامعه انجام شد، نقطه عطفى است كه تاثیر به سزایى در شكل‏گیرى‏برداشت‏هاى منفى در ذهنیت جامعه مسلمان ایرانى داشت.
مبانى فمینیسم

مبناى اساسى فمینیسم یا زن گرایى غربى عبارت است از:

1 - نفى كلیسا و نفوذ مسیحیت؛

2 - مذهب زدایى و دور ساختن دین از خانواده؛

3 - نفى اصالت‏هاى اخلاقى دینى در باب زن از جمله: حجاب، عفت، پارسایى، وفادارى،حیا و هر گونه ارزش انسانى از منظر دین؛

4 - شكستن حریم خانواده و تعهدات خانوادگى؛

5 - مبارزه با هر گونه مظاهر پیوندهاى خانوادگى.

البته مبانى فوق، بر اساس اومانیسم یا انسان‏گرایى افراطى بنیان یافته است كه نفى تفكر معنوى‏و مبارزه با دین و گرایش به خدا از اصول آن مى‏باشد.

بنابراین، مسلمان باید توجه كند كه فاكتورها و دستورالعمل‏هاى زن گرایان فمینیست، باچارچوب‏ها و معیارهاى اعتقادى الحادى ویژه‏اى شكل گرفته‏اند كه هرگز سر سازگارى بامعیارهاى حیات بخش دین به ویژه اسلام در راستاى حمایت از زن و حقوق او ندارند.

جایگاه و حقوق زن از دیدگاه امام‏ قدس سره
امام خمینى در مناسبت‏هاى مختلف در بیانات‏شان جایگاه و منزلت‏حقیقى زنان را از دیدگاه‏اسلام بیان داشته‏اند. در دیدگاه امام‏قدس سره زن داراى مرتبه و منزلتى است كه هیچ مكتب و مرام‏فمینیستى- كه زن را تا سطح یك ملعبه و یا ابزار كار نزول داده است- یاراى دسترسى به آن راندارد. ایشان با اشاره به روز زن با بیان منزلت‏حضرت فاطمه‏علیها السلام در باره جایگاه زن مى‏فرماید:

- فردا روز زن است، روز زنى است كه عالم به او افتخار دارد. روز زنى است‏كه دخترش در مقابل حكومت‏هاى جبار ایستاد و آن حرف را زد، آن حرف‏هارا زد كه همه مى‏دانید. (13)

- روز بزرگى است، یك زن در دنیا آمد كه مقابل همه مردان است. یك زن‏به دنیا آمد كه نمونه انسان است، یك زن به دنیا آمد كه تمام هویت انسانى دراو جلوه‏گر است.

- مبارك باد بر ملت عظیم الشان ایران بویژه زنان بزرگوار روز مبارك زن؛روز شرافتمند عنصر تابناكى كه زیربناى فضیلت‏هاى انسانى و ارزشهاى والاى‏خلیفة‏الله در جهان است.

و مباركتر و پربهاتر انتخاب بسیار والاى روز بیستم جمادى الثانى است، روزپرافتخار ولادت زنى كه از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است. (14)

من عید سعید مولود اعظم حضرت زهراعلیها السلام را به همه شما خانم‏ها و زن‏هاى‏تمام كشورهاى اسلامى تبریك عرض مى‏كنم و از خداوند تعالى مسالت دارم كه‏همه زن‏هاى محترمه را در راهى كه خداى تبارك و تعالى مقرر فرموده است.همان راه را بروند و به مقاصد عالیه اسلامى برسند. براى زن‏ها كمال افتخاراست كه روز تولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است ومسؤولیت. (15)

كرامت وجودى زن
در مكتب امام خمینى‏قدس سره زن بسیار تكریم شده و در اوج والایى قرار دارد، ایشان در این باره‏مى‏فرمایند:

اسلام مى‏خواهد كه زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زن‏ها را نجات داده است از آن‏چیزهایى كه در جاهلیت‏بود. آنقدرى كه اسلام به زن خدمت كرده است، خدا مى‏داند به مردخدمت نكرده است آنقدر كه به زن خدمت كرده. شما مى‏دانید كه در جاهلیت زن چه بوده و دراسلام چه شده. در زمانى كه پیغمبر اسلام آمد، زن‏ها را هیچ حساب مى‏كردند اسلام زن‏ها راقدرت داده است. (16)
زن مربى سعادت

امام به اغراض سوء دیدگاه‏هاى فمینیستى و انتظارى كه از زن دارند، توجه داشته و همواره برجایگاه آنان و تاثیرى كه در جوامع دارند تاكید مى‏ورزیدند.

- اگر زنان شجاع و انسان‏ساز از ملتها گرفته شوند، ملت‏ها به شكست انحطاط كشیده‏مى‏شوند. (17) اسلام به شما آنقدر احترام قایل است كه براى مردها نیست، اسلام شما را مى‏خواهدنجات بدهد، اسلام شما را مى‏خواهد از این ملعبهاى كه اینها مى‏خواهند شما را ملعبه قرار بدهندنجات بدهد، اسلام مى‏خواهد شما را یك انسان كامل تربیت كند.

- زن انسان است. آن هم یك انسان بزرگ. زن مربى جامعه است. از دامن زن انسان‏ها پیدامى‏شوند. مرحله اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. سعادت و شقاوت كشورها بسته به‏وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست مى‏كند و با تربیت صحیح خودش‏كشور را آباد مى‏كند. مبدا همه سعادت‏ها از دامن زن بلند مى‏شود. زن مبدا همه سعادتها بایدباشد. (18)

- زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش‏ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن‏مرد به معراج مى‏رود. دامن زن محل تربیت‏بزرگ زنان و بزرگ مردان است. (19) زن‏ها مردان‏شجاع را در دامن خود بزرگ مى‏كنند. قرآن كریم انسان‏ساز است و زن‏ها نیز انسان‏ساز، اگرزن‏هاى انسان‏ساز از ملت‏ها گرفته بشود، ملت‏ها به شكست و انحطاط مبدل خواهند شد، شكست‏خواهند خورد، منحط خواهند شد (20) .
آزادى و تساوى زن و مرد از دیدگاه امام

در منظر امام‏قدس سره اسلام زنان را سربلند و شایسته مى‏خواهد و آنچه دین گریزان براى زن قایلند،چیزى جز تباهى و ملعبه شدن نیست، ایشان مى‏فرمایند:

مقام زن مقام والاست، عالیرتبه هستند. بانوان در اسلام بلند پایه هستند. (21)

ما مى‏خواهیم زن به مقام والاى انسانیت‏خودش باشد، نه ملعبه باشد، نه ملعبه در دست‏مردها باشد، در دست اراذل باشد. (22)

اسلام زن را مثل مرد در همه شؤون، همان‏طورى كه مرد در همه شؤون دخالت دارد، زن هم‏دخالت دارد، همان‏طورى كه مرد باید از فساد اجتناب كند، زن هم باید از فساد اجتناب كند.زن‏ها نباید ملعبه دست جوان‏هاى هرزه بشوند، زن‏ها نباید مقام خودشان را منحط كنند و خداى‏ناخواسته بزك كرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار بگیرند. زن‏ها باید انسان باشند،زن‏ها باید تقوا داشته باشند، زن‏ها مقام كرامت دارند، زن‏ها اختیار دارند، همان‏طورى كه مردهااختیار دارند. خداوند شما را با كرامت‏خلق كرده است، آزاد خلق كرده است. (23)

اسلام نظر خاص بر شما بانوان دارد، اسلام در وقتى كه ظهور كرد در جزیرة‏العرب، بانوان‏حیثیت‏خودشان را پیش مردان از دست داده بودند، اسلام آن‏ها را سربلند و سرافراز كرد، اسلام‏آن‏ها را با مردان مساوى كرد. عنایتى كه اسلام به بانوان دارد بیشتر از عنایتى است كه بر مردان‏دارد. (24)
حقوق زن

یكى از مباحثى كه بازار آن گرم است و به عنوان حربه‏اى براى تشویش افكار زن‏ها از آن استفاده‏مى‏شود، موضوع ازدواج و طلاق است. خرده‏گیران بدون توجه به اختیارى بودن انتخاب زوج بامتمسك قراردادن نمونه‏هایى، زنان را بنده مرد قلمداد مى‏كنند و معتقدند اختیار طلاق در دست‏مردان، تبعیضى براى زنان است. امام خمینى‏قدس سره با اشاره به این موضوع و اختیارى كه اسلام براى‏زنان قرار داده مى‏فرمایند:

- طلاق در صورتى كه در ضمن عقد با مرد (وقتى كه مى‏خواهند عقد كنند) شرط بكنند و درضمن عقد این شرط بشود كه وكیل در طلاق خودش یا مطلق. این زنهایى كه حالا تحت زوجیت‏هستند چه؟ این ولایت فقیه را مخالفت مى‏كنند در صورتى كه نمى‏دانند از شؤون فقیه هست. اگرچنانچه یك مردى با زن خودش رفتارش بد باشد او را اولا نصیحت كند و ثانیا تادیب كند و اگردید نمى‏شود اجراء طلاق كند. شما موافقت كنید با این ولایت فقیه. ولایت فقیه براى مسلمین‏یك هدیه‏اى است كه خداى تبارك و تعالى داده است. من‏جمله همین معنیى كه شما سؤال‏كردید و طرح كردید كه زن‏هایى كه الان شوهر دارند اگر چنانچه گرفتارى‏هایى داشته باشند چه‏باید بكنند؟ آن‏ها رجوع مى‏كنند به آنجایى كه فقیه است، مجلسى كه در آن فقیه است‏به‏دادگاهى كه در آن فقیه است و فقیه رسیدگى مى‏كند و اگر چنانچه صحیح باشد، شوهر را تادیب‏مى‏كند، شوهر را وادار به اینكه درست عمل كند و اگر چنانچه نكرد طلاق مى‏دهد. ولایت داردبراى این امر كه اگر چنانچه به فساد مى‏كشد، یك زندگى به فساد كشیده مى‏شود، طلاق مى‏دهدو طلاق اگر چه در دست مرد است لكن فقیه در جایى كه مصلحت اسلام را دید، مصلحت‏مسلمین را دید و در جایى كه دید نمى‏شود به غیر این، طلاق بدهد. این ولایت فقیه هست.ولایت فقیه براى شما یك هدیه الهى است. (25) اسلام زن‏ها را در مقابل مردها قرار داده، نسبت‏باآن‏ها تساوى دارند. البته یك احكام خاص به مرد است كه مناسب با مرد است، یك احكام‏خاص به زن است، مناسب با زن است، این، نه این است كه اسلام نسبت‏به زن و مرد فرقى‏گذاشته است. (26)

در نظام اسلامى، زن همان حقوقى را دارد كه مرد دارد، حق تحصیل، حق كار، حق مالكیت،حق راى دادن، حق راى گرفتن، لیكن هم در مرد، مواردى است كه چیزهایى‏به دلیل پیدایش‏مفاسد بر او حرام است و هم در زن مواردى هست كه به دلیل اینكه مفسده مى‏آفریند، حرام‏است. اسلام خواسته است كه زن و مرد حیثیت انسانى‏شان محفوظ باشد. اسلام خواسته است كه‏زن ملعبه دست مرد نباشد. اینكه در خارج منعكس كرده‏اند كه در اسلام با زن‏ها با خشونت‏رفتار مى‏شود، امر غیرصحیحى است و تبلیغات باطلى است كه از مغرضین حاصل شده والا مردو زن هر دوشان در اسلام اختیارات دارند، اگر اختلافاتى هست، براى هر دو هست و آن مربوطبه طبیعت آنان است. (27)

البته در شرق براى مردها یك محدودیت‏هایى هست كه آن محدودیت‏ها به صلاح خودمردها هست و آن محدودیت‏ها، یعنى در آنجاهایى كه مفسده هست‏براى مرد، از قماربازى‏جلوگیرى مى‏كند اسلام، از شرابخوارى جلوگیرى مى‏كند اسلام، از هروئین جلوگیرى مى‏كند اسلام،از شرابخوارى جلوگیرى مى‏كند براى اینكه مفسده دارند.

براى همه یك محدودیت‏هایى هست، محدودیت‏هایى شرعى و الهى، محدودیت‏هایى است‏كه به صلاح خود جامعه است، نه این است كه براى جامعه یك چیزى مثلا نافع بوده است كه‏محدودیت‏برایش ایجاد كرده‏اند. (28)

هیچ فرقى ما بین گروه و گروهى در اسلام نیست فقط به تقوا و به اتقاء به على‏الله تعالى فرق‏است. (29)

زن‏هایى كه مى‏خواهند ازدواج كنند، از همان اول مى‏توانند اختیاراتى براى خودشان قراربدهند كه نه مخالف شرع باشد و نه مخالف حیثیت‏خودشان، مى‏توانند از اول شرط كنند كه اگرچنانچه مرد فساد اخلاق داشت، اگر بد زندگى كرد با زن، اگر بد خلقى كرد با زن، وكیل باشند درطلاق. اسلام براى آن‏ها حق قرار داده است، اسلام اگر محدودیتى براى مردان و زنان قایل شده‏است همه به صلاح خودتان بوده است. تمام قوانین اسلام، چه آن‏هایى كه توسعه مى‏دهد، چه‏آن‏هایى كه تحدید مى‏كند، همه بر صلاح خود شماست، براى خود شماست. همان‏طورى كه حق‏طلاق را با مرد قرار داده است‏حق این را قرار داده است كه شما در وقت ازدواج شرط كنید با اوكه اگر چه كردى یا چه كردى، من وكیل باشم در طلاق. و اگر این شرط را كرد، دیگر نمى‏تواند اورا معذور كند، اگر این در ضمن شرط یا در ضمن عقد واقع شد نمى‏تواند او را محدود كند،نمى‏تواند اخلاق بد انجام بدهد و اگر مردى با زن خودش بدرفتارى كرد، در حكومت اسلام او رامنع مى‏كنند، اگر قبول كرد تعزیر مى‏كنند، حد مى‏زنند و اگر قبول نكرد مجتهد طلاق مى‏دهد. (30)

خداوند همان‏طورى كه قوانینى براى محدودیت مردها در حدود اینكه فساد بر آن‏ها راه نیابددارد، در زن‏ها همه دارد، هم براى صلاح شماست، همه قوانین اسلامى براى صلاح جامعه‏است. (31)

امام‏قدس سره همچنین خاطرنشان مى‏كردند:

... به زن و مرد سفارش مى‏كنم كه هر كس به حد قانونى رسیده است، در این مجلس، در این‏انتخاب شركت كند و افرادى كه پیشنهاد مى‏شود و انتخاب شده است‏یعنى پیشنهاد شده است،هر یك را كه خواستند، به او راى بدهند. (32)

امام‏قدس سره به زنان فرمودند:

... آنقدرى كه اسلام خدمت‏به شما كرد، به مردها آنقدر خدمت نكرد. اسلام، شما را حفظكرد و شما متقابلا اسلام را حفظ بكنید.

همان‏طورى كه مردها باید در امر سیاسى دخالت كنند و جامعه خودشان را حفظ كنند، زن‏هاهم باید دخالت كنند و جامعه را حفظ كنند. البته با حفظ آن چیزى كه اسلام فرموده است، كه‏بحمدالله امروز در ایران جارى است. (33)

حجاب و پوشش بانوان

حجاب از مقوله‏هایى است كه با فطرت انسان آشناست و اختصاص به زن ندارد و فقط در باب‏كیفیت آن است كه در این باره زن از مرد متمایز مى‏باشد حجاب زن در دیدگاه اسلام پوشش‏معقول است كه ممكن است‏با توجه به آداب و رسوم هر ملتى كیفیت و شكل مخصوص به خودرا دارا باشد.

امام در پاسخ سؤالى در این باره مى‏فرمایند:

حجاب به معناى متداول میان ما كه اسمش حجاب اسلامى است‏با آزادى مخالفتى ندارد.اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد و ما آنان را دعوت مى‏كنیم كه به حجاب اسلامى‏رو آورند... زنان شجاع ما دیگر از بلاهایى كه غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است‏به‏ستوه آمده‏اند و به اسلام پناهنده شده‏اند. (34)

در اسلام زن باید حجاب داشته باشد ولى لازم نیست كه چادر باشد بلكه زن مى‏تواند هرلباسى را كه حجابش را به وجود آورد اختیار كند. (35)

در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زن‏هاى لخت‏بیایند، زن‏ها بروند اما با حجاب باشند مانعى‏ندارد بروند اما كار بكنند لكن باحجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند. (36)

هوشیارى امام در حفظ منزلت زن در پاسخ به فریب‏كاران

در یكى از سؤالاتى كه از امام راحل شده است، سعى شده با فریب‏كارى حجاب را عامل انزوامعرفى كنند، در این سؤال آمده است:

این چادر، آیا صحیح است كه این زن‏ها خود را در زیر چادر مخفى كنند؟ این زن‏ها درانقلاب شركت كردند، كشته دادند، زندان رفتند، مبارزه كردند. این چادر هم یك رسم از قدیم‏است، حالا دیگر دنیا هم عوض شده، حالا این صحیح است كه مثلا اینها خودشان را مخفى كنند؟

امام‏قدس سره در پاسخ مى‏فرمایند:

اولا اینكه این یك اختیارى است‏براى آن‏ها، خودشان اختیار كردند. شما چه حقى دارید كه‏اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام مى‏كنیم به زن‏ها كه هر كس چادر مى‏خواهد هر كس‏پوشش اسلامى مى‏خواهد، بیاید بیرون، از سى و پنج میلیون جمعیت ما، سى و سه میلیونش‏بیرون مى‏آید. شما چه حقى دارید كه جلو اینها را بگیرید؟ این چه دیكتاتورى است كه شمانسبت‏به زن‏ها دارید؟ و ثانیا اینكه ما یك پوشش خاصى را نمى‏گوییم، براى حدود زن‏هایى كه‏به سن و سال شما رسیده‏اند هیچ چیزى نیست، ما زن‏هاى جوانى كه وقتى ایشان آرایش مى‏كنندو مى‏آیند یك فوج را دنبال خودشان مى‏كشند، اینها را داریم جلوشان را مى‏گیریم، شما هم دلتان‏نسوزد. (37)

البته باید توجه داشته باشید كه حجابى كه اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزش‏هاى‏ماست. هر چه را كه دستور فرموده است، چه براى زن و چه براى مرد، براى این است كه آن‏ارزش‏هاى واقعى كه اینها دارند و ممكن است‏به واسطه وسوسه‏هاى شیطانى یا دست‏هاى فاسداستعمار و عمال استعمار پایمال مى‏شدند اینها، این ارزش‏ها زنده بشود. (38)

آزادى زن در دیدگاه امام‏ قدس سره

امام در رهنمودهاى خود به این نكته توجه داشتند كه:

ما دو قسم آزادى داریم كه یك قسم مفیدش در غیر زمان این دو جنایتكار بود و در زمان‏اینها این قسم از آزادى بكلى ممنوع بود و آن آزادى آن‏ها مى‏خواستند كه زن‏ها آزاد باشند كه‏هر جورى بزك بكنند و بیایند توى خیابان‏ها و با جوان‏ها خداى ناخواسته چه بكنند. آن را آزادى‏قرار داده بودند. حالا هم الآن آن‏هایى كه مى‏خواهند اسلام نباشد دلشان براى این آزادى‏مى‏سوزد. (39)

آن‏ها آزادى را در یك جبهه نگه داشته بودند و فریاد هم مى‏زدند: «آزاد زنان و آزادمردان‏» همین‏ها بودند مقصودشان كه اینها آزادند هر كارى كه مى‏خواهند بكنند، به هر مركزفحشایى مى‏خواهند بروند. اختناق در یك جبهه دیگر بود، براى قلم‏هایى كه اگر مى‏خواست كسى‏یك كلمه راجع به مصالح مملكت‏بنویسد، راجع به مصالح اسلام بنویسد، اینها آزاد نبود و اختناق‏بود. (40)

اینها آنقدر كه به نیروى انسانى این كشور ضرر زدند به آن ذخایر آنها ضرر نزدند. انسان‏هارا فلج كردند، جوان‏هاى ما را از بین بردند، جوان‏هاى ما كه باید خدمت‏بكنند به این كشور،كشاندند به یك جاهایى كه در آنجاها جز اینكه افكارشان لج‏بشود و نتوانند خدمتى بكنند به این‏مملكت، چیز دیگرى نبود.

تمام مراكز فحشا را اینها درش را باز كردند و با بوق و كرنا، ترویج كردند و كمك كردند كه‏این جوان‏هاى ما بروند در این مراكز فحشا و فلج‏بشوند، همانجا باید دفن بشود جوانى‏شان،جوانى این جوان‏هاى ما را، از آن‏ها گرفتند، فلجشان كردند، این خواهرهاى محترمى كه در دام‏اینها افتادند و در دام ترویج‏هاى آن‏ها افتادند و در تبلیغات آن‏ها افتادند و از آن وظیفه‏انسانى‏شان سلب شدند، ملعبه دست جنایتكاران شدند، این تاسفى براى اشخاصى كه غیرتمندند،اشخاصى كه خوى انسانى‏شان را از دست ندادند یك تاسفى همیشگى هست كه این محترمات رااینها چه كردند به اسم آزادى. (41)
خاتمه

زن در دیدگاه اسلام با مرد در حقیقت انسانى و سیر تكاملى تفاوتى ندارد، بر این اساس درعرصه‏هاى اساسى هر دو دوش به دوش هم پیش مى‏روند از جمله:

1 - در عرصه كمال و سیر تكاملى علمى؛

2 - در عرصه جزا و دست‏یابى به پاداش الهى؛

3 - در عرصه جنت و دست‏یابى به مقامات اخروى؛

4 - در عرصه تقرب و دست‏یابى به مقامات معنوى.

تردیدى نیست كه در عرصه‏هاى مورد اشاره زن و مرد در نگرش اسلامى مساوى‏اند، تنها دربرخى از عرصه‏هاى فرعى زندگى است كه هر كدام با توجه به جایگاه ویژه‏اى كه در نظام احسن‏دارند از حیث احكام اسلامى تفاوت‏هایى بر اساس عدالت الهى دارند كه با فلسفه خلقت آنان‏هماهنگى كامل دارند.
پى‏نوشتها:

1) فخر رازى، تفسیر كبیر.

2) ر.ك: زمخشرى، ربیع الابرار، ج 1، ص 869، چاپ منشورات الشریف الرضى.

3) حاكم، مستدرك، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بیروت، دارالكتب العلمیة.

4) حاكم، مستدرك، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بیروت، دارالكتب العلمیة.

5) حاكم، مستدرك، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بیروت، دارالكتب العلمیة.

6) صدوق، ثواب الاعمال، ص 448، رضى‏الدین طبرسى، مكارم الاخلاق، ص 251.

7) انس مى‏گوید: رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود:حبب الى‏النساء والطیب و جعلت قرة عینى‏الصلوة، حاكم، مستدرك، ج 2، ص 175.

8) ر.ك: المغازى، ج 1، ص 269، مكتب الاعلام الاسلامى.

9) ر.ك: جان استوارت میل، كنیزك كردن زنان، ترجمه خسرو بیگى، چاپ اول، سال 77.

10) مارتین سگالن، جامعه‏شناسى تاریخى خانواده، ترجمه حمید الیاسى، نشر مركز، چاپ دوم، 1375، ص 335.

11) فمینیسم، از منشورات نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه.

12) زن در دوره قاجار، ص 111.

13) صحیفه نور، ج 12، ص 148.

14) شرح چهل حدیث، ص 486 و 487.

15) شرح چهل حدیث، ص 126.

16) صحیفه نور، ج 17، ص 143.

17) صحیفه نور، ج 15، ص 199.

18) صحیفه نور، ج 16، ص 246.

19) صحیفه نور، ج 13، ص 219.

20) صحیفه نور، ج 15، ص 257.

21) صحیفه نور، ج 15، ص 237 و 238.

22) صحیفه نور، ج 9، ص 137.

23) صحیفه نور، ج 15، ص 232.

24) صحیفه نور، ج 13، ص 221.

25) صحیفه نور، ج 16، ص 5.

26) صحیفه نور، ج 14، ص 129.

27) صحیفه نور، ج 18، ص 57.

28) صحیفه نور، ج 16، ص 122.

29) صحیفه نور، ج 16، ص 185.

30) صحیفه نور، ج 16، ص 15.

31) صحیفه نور، ج‏14، ص 142.

32) صحیفه نور، ج 8، ص 179.

33) صحیفه نور، ج 7، ص 205.

34) ر.ك، تبیان، دفتر هفتم، ص 95.

35) ر.ك. تبیان، دفتر هفتم، ص 95.

36) ر.ك. تبیان، دفتر هفتم، ص 96.

37) ر.ك. تبیان، دفتر هفتم، ص 96.

38) ر.ك. تبیان، دفتر هفتم، ص 97.

39) ر.ك. تبیان، دفتر هفتم، ص‏263.

40) ر.ك. تبیان، دفتر هفتم، ص 264.

41) ر.ك. تبیان، دفتر هفتم، ص 265. 


:: مرتبط با: فتنه , حجاب , بصیرت , سبک زندگی , جامعه و مردم , گفتمان انقلابی , اسلام ناب محمدی ,
:: برچسب‌ها: فمینیسم و جایگاه زن در اسلام ,
:: لینک های مرتبط: فمینیسم و جایگاه زن در اسلام ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 1393/02/29 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر